
چون قدرتي
براي تكان دادن قلب انسان ها
را ندارد

هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه گر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا می شکند

يه بار دستم رو از بالا به پايين آوردم
و با خوشحالي داد زدم و گفتم : يك بخش . فقط يك بخش
ولي وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه :
عطش ديدن تو ....
شوق با تو بودن...
اندوه بي تو بودن ...



اگر من شاخه خشکم نفس سبزه برگی
اگر من شیشه ماتم تو تلنگر تگرگی
اگر من حسرت خاکم دعوت شرشر آبی
اگر من خسته زرفتن تو برام بال شتابی
اگر نوحم تویی عمرم اگر صبرم تویی ایوب
تو صدایی من سکوتم تو طلوعی من شب آلود
عشق تو یه سرنوشت بوی تو بوی بهشت
خدا اسمت تو قلبم با دوست دارم نوشته
دوست دارم دوست دارم دوست دارم نوشته
تو عزیزی تو امیدی تو شروعی تو مرادی
تو طلوعی تو نجاتی تو بزرگی تو زیادی
تو دلیل لحظه هایی مقصد نوشته هایی
ای تنت شعر نوازش تو پر فرشته هایی
ای کاش در خلوت اندیشه تان بودم
چقدر دوست می دارم در خلوت تفکرتان باشم در تنهائیتان در معراجتان تا آنجا که می روید ودر تنهائیتان هیچ احدی را اجازه همراهی نیست چه خوب بو د من در این سفر همراهیتان می کردم دلم می خواست بدانم تا کجا می روید در آن سرزمین خیال که هیچ رنگی آلوده اش نساخته از کدامین رنگ ایده آل هایتان را می سازین به چه ترکیبی او را ملکه موعودت را بتت را مدینه فاضله اتان را می سازید
به کدامین صفت او را می آرائید به کدامین نام او را می خوانید
تا کجای برهوت عظیم بودنتان روحتان خیالتان تنهائیتان او را با خود می بری
به او کدامین را می آموزید چگونه تربیتش می کنید از او می خواهید که باشد چگونه باشد
من مانده ام تنهای تنها
مرد تنهای شب